بازی های جالب آندروید

چگونه با پیروی از فرهنگ کاری آلمانی‌ها، در زندگی کاری و حرفه‌ای خود به موفقیت برسیم!

۲۴ دی ۱۳۹۶

سلام و عرض ادب،
پیش از هر چیز از دوستانی که بنده را در تألیف این مقاله راهنمایی کردند -به خصوص مهندس اسدی و مهندس مقدس- تشکر می‌کنم.

واقعیت امر آن است که چند سال پیش بنده کاملاً بر حسب اتفاق دو ترم زبان آلمانی خواندم (از بس که این زبان سخت بود نتوانستم ادامه دهم اما به همه گفته‌ام که معلمم بد بود که ولش کردم).

بنده چون خودم معلم زبان بودم، می‌دانستم که برای موفقیت در یادگیری یک زبان، باید با فرهنگ آن جایی که زبان مد نظر داخلش صحبت می‌شود هم آشنا بود. در همین راستا شروع کردم به مطالعه در مورد فرهنگ آلمانی‌ها و دیدم علیرغم سختگیری‌های این فرهنگ، چقدر با چنین «لایف استایلی» راحت هستم و به قول معروف حال می‌کنم. در همین راستا،‌ شروع کردم به مطالعه کردن در مورد این فرهنگ و پیاده‌سازی آن در زندگی شخصی و کاری خود.

هرچه بیشتر غرق این فرهنگ می‌شدم، بیشتر لذت می‌بردم اما در عین حال،‌ محیط پیرامون برایم «تنگ‌‌تر» می‌شد چرا که برچسب‌هایی همچون «خُشک»، «سرد»، «یُبس»، «عصا قورت داده»، «بی‌شعور»، «بی‌رحم» و برخی صفات که اینجا نمی‌شود نام برد رویم زده می‌شد و دیگران از کار کردن با من اصلاً لذت نمی‌برند تا جایی که یک بار همسرم به شوخی به من گفت:

«که اگر کسی با تو کار کنه، باید بهش حق توحش داد از بس زندگی/کار با تو سخته».

مثلاً دروغ شنیدن از زبان یک همکار (در صورتی که کشف شود) مساوی است با اخراج و تا حد ممکن هم همکارانم از من دروغ نخواهند شنید و اگر چیزی را نخواهم کسی بداند، جواب نمی‌دهم.

در زندگی شخص هم یکسری مشکلات ایجاد شد؛ مثلاً هرگز دیگر اگر کسی یک روز صبح زنگ می‌زد و می‌گفت که امشب تشریف بیاورید منزل ما دور هم باشیم قبول نمی‌کردم و می‌گفتم که حداقل از ۴ روز قبل باید هرگونه مهمانی هماهنگ شود!

این فرهنگ آلمانی که در من شکل گرفت نقاط منفی دیگری هم داشته است. مثلاً پس از ۶ ماه با هر نوع کارفرمایی که شما بگویید به مشکل می‌خورم زیرا درخواست‌هایی که دارند -مثل دروغ گفتن، رشوه دادن، پیچاندن مشتری و غیره- در فرهنگ آلمانی جایی ندارد.

آنچه در این مقاله مطرح شد همچون چاقوی دو لبه است. هم نقاط مثبت دارد و هم نقاط منفی و در کل توصیه نمی‌کنم کسی به سراغش برود مادامی که داخل ایران است
ارادت