بازی های جالب آندروید

تلاش دارپا برای ایجاد نوعی هوش مصنوعی با بازآفرینی کامل عملکرد مغز انسان

۲۸ فروردین ۱۳۹۷

دارپا قصد دارد نوعی هوش مصنوعی تقلیدکننده از عملکرد مغز انسان توسعه بدهد. اما کارشناسان فکر می‌کنند راه‌های بهتری هم وجود دارد.

مهم نیست که هر روز چند بار با نظراتی در مورد احاطه‌ی هوش مصنوعی در آینده و به بردگی کشیدن انسان‌ها توسط آن روبرو شوید؛ چون در کنار این نظرات، به‌طور عملی و مستمر با سیستم‌هایی از هوش مصنوعی مواجه می‌شوید که بسیار نادان به‌ نظر می‌رسند! چند یادآوری از ضعف‌های هوش مصنوعی را مورد اشاره قرار می‌دهیم: سیستم دستیار هوشمند الکسا یک بار هنگامی که کاربر درخواست پخش موسیقی کودک داده بود، شروع به نمایش فیلم مستهجن کرد؛ هوش مصنوعی اجراکننده‌ی یکی از بازی‌های کامپیوتری قدیمی مبتنی بر متن، دستورهای نامفهومی را صادر کرد و از کار افتاد.

مقاله‌ی مرتبط:

شاید هوش مصنوعی در سطح فوق بتواند ما را از موقعیت‌هایی شبیه آنچه در اسکای‌نت وجود داشت، نجات دهد. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که ما بخواهیم از هوش مصنوعی برای کاربردهای جدی‌تر و دشوارتری همچون پروتز رباتیک استفاده کنیم. این نگاه در واقع بخشی از نوشته‌های جاستین سانچز از دارپا (آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته‌ی دفاعی) در وال‌استریت ژورنال است. مغز و کامپیوتر، اطلاعات را به‌شیوه‌هایی بسیار متفاوت از هم پردازش می‌کنند. نرم‌افزار طراحی‌شده برای یک بازوی پروتز نمی‌تواند به‌ همه‌ی جوانبی کنترل داشته باشد که مغز انسان توانایی آن را دارد. نتیجه این می‌شود که پروتزهای مصنوعی در قیاس با اعضای طبیعی بدن، زمان بیشتری برای نشستن یک فرد در شرایط مشابه صرف می‌کنند.

یک پرسش احتمالا برای شما هم پیش می‌آید: اگر نرم‌افزار به‌گونه‌ای بهینه‌سازی شود و تطبیق یابد که به طرز کار واقعی مغز انسان نزدیک‌تر شود، آیا بهبودی حاصل خواهد شد؟

ما بیش از حد خودمان را با طرز کار مغز انسان درگیر کرده‌ایم

دارپا فکر می‌کند پاسخ آن را پیدا کرده است: آموزش هوش مصنوعی برای خواندن سیگنال‌های مغز و انطباق با آن به‌منظور یادگیری آنچه فکر می‌کنیم و  چرایی انجام کارها. به‌طور خلاصه: یاد دادن هوش مصنوعی به‌نحوی که کارهای خود را با شباهت بیشتری به مغز انسان انجام دهد.

این کار در نگاه نخست و در تئوری خوب و شاید هم آسان به‌نظر می‌رسد. اما در عمل، به‌ نظر می‌رسد که انجام درست چنین کاری به‌منزله‌ی گذر از یک مانع بسیار بزرگ‌تر است؛ مانعی که موجب شده بسیاری از پژوهشگران برای ایجاد یک دستگاه با طرز کار واقعا هوشمندانه، عزمشان را جزم کنند. همه‌ی آن‌ها باید بتوانند به یک پرسش اساسی پاسخ دهند: اینکه در مغز ما دقیقا چه می‌گذرد و مغز واقعا چگونه کار می‌کند؟

انجام موفقت‌آمیز این کار باعث می‌شود که رابطه‌ای بین مغز و دستگاه ایجاد شود؛ به‌نحوی که بتواند برای یک فرد با عضو قطع‌شده، امکان کنترل کامل عضو مصنوعی را فراهم کند. حتی برخی دانشمندان گمان می‌کنند که اگر طرحشان به‌اندازه‌ی کافی کامل نباشد، هوش مصنوعی می‌تواند منجر به ایجاد توهم در افراد یا گسترش افسردگی در میان آن‌ها شود.

مغز

با همه‌ی این تفاسیر ما روی یک نکته‌ی کلیدی در مورد مغز انسان اتفاق نظر داریم: ما واقع نمی‌دانیم در مغز انسان چه می‌گذرد و درباره‌ی آن هیچ ایده‌ای نداریم.

کار تا جایی پیش می‌رود که تعدادی از پژوهشگران پیشرو در زمینه‌ی هوش مصنوعی فکر می‌کنند تلاش برای رمزگشایی و تقلید مغز انسان، اتلاف وقت است. مکس تگمارک، یکی از فیزیکدانان MIT و مدیر مؤسسه‌ی آینده‌ی زندگی، در توصیف کسانی که برای بازآفرینی عملکرد مغز انسان تلاش می‌کنند از تعبیر شوونیسم کربن استفاده می‌کند. وی در مصاحبه‌ای در ماه سپتامبر سال گذشته‌ی میلادی گفت:

 ما بیش از حد خودمان را با طرز کار مغز انسان درگیر کرده‌ایم و من فکر می‌کنم چنین رویکردی کمبود تخیل را نشان می‌دهد.

 بارت سلمان، یک پژوهشگر فعال در زمینه‌ی هوش مصنوعی در دانشگاه کرنل، می‌گوید:

 پیشرفت اصلی در حال حاضر و در آینده‌ای نزدیک عبارت خواهد بود از دستیابی به عملکردی در سطح انسانی بدون درک جزئیات مغز انسان.

 تقلید از جهان طبیعی در تکنولوژی هیچ ایرادی ندارد. یک نرم‌افزار مبتنی بر چگونگی فعالیت و عملکرد مغز انسان برای فردی با عضو قطع‌شده که پروتز خود را از آن طریق کنترل می‌کند، می‌تواند ارزشمند باشد.

مقاله‌ی مرتبط:

اما نکته‌ی کلیدی در اینجا است که ما از سازوکارهای زیست‌شناسی موجود الهام بگیریم و در عین حال بتوانیم چیزهای جدیدی بر اساس چارچوب فناوری فعلی خودمان بسازیم. در مورد مغز و عملکرد مورد نیاز برای کنترل نیز به‌طور خاص باید روی بحث هوش و پردازش اطلاعات کار کنیم.

 در همین راستا می‌توانیم به یادتان بیاوریم که نخستین ماشین‌های پروازی از نحوه‌ی پرواز خفاش‌ها تقلید نکردند و اولین اتومبیل‌ها هم بر اساس حرکت اسب‌ها نبودند و دلیلش هم یک مورد بود: افرادی این کارها را انجام دادند و نتیجه وحشتناک بود. هوش مصنوعی با مثال‌های فوق چندان تفاوتی ندارد و ما هر چه زودتر می‌توانیم خود را از این ایده برهانیم؛ ایده‌ای که در آن دائما تأکید می‌شود ما باید سعی کنیم یک کامپیوتر با عملکرد باورنکردنی و غیرقابل درک (برای خودمان) را با کمک هوش مصنوعی و با تقلید عینی از عملکرد مغز انسان بسازیم تا تمام مشکلاتمان حل شود.