بازی های جالب آندروید

از Death Valley (درهٔ مرگ) تا استعدادیابی افراد

۳۰ دی ۱۳۹۶

محمدامین عطائی

من مقصر اصلی این که استعدادها به قول معروف حروم میشه رو سیستم آموزشی میدونم . مدتی پیش یکی از دوستان دبیرستان من که داره حسابداری میخونه اومد جای من . باهم صحبت میکردیم . میگفت به نظرت چیکار کنم . برم پزشکی , برم سپاه !! یا همین حسابداری رو ادامه بدم . کلی افسوس خوردم . اون مثه من ۲۰ سال از عمرش رو تو مدرسه گذرونده و اصلا هیچ گونه فکری در موردش نکردن که این چه استعدادی داره . بهترین سال های عمرش رو تو مدرسه بوده .اگه سیستم آموزشی درست بود و استعدادیابی میشد الان میتونست بهترین باشه تو هر زمینه ای که خودش میخواست.
خداروشکر من شانس آوردم و از بچگی با استعدادم آشنا شدم. اگه برام کامپیوتر نمیخریدن خیلی احتمال داشت منم مثه دوستم باشم و دنبال هر رشته ای که به پستم بخوره برم . به نظرم این تقصیر سیستم آموزشی هست و بس . همونطور که دوستان گفتن مدیر یک شرکت فقط استعداد اون کارمند رو از دید کاری که شرکت میکنه میتونه ببینه . ممنون . مطلب خوبی بود

hosein2400

آقای مرادی عزیز
اگر از دید کلی به موضوع نگاه کنیم، مطمئناً مدیران شرکت‌ها آخرین نفراتی هستند که باید به موضوع استعداد یک فرد که کارمندشان است، فکر کنند، استعداد یک فرد اول در خانواده، بعد در مدرسه و درنهایت وقتی فرد عقل‌رس شد، خود فرد مسئول یافتن و شکوفا کردن آن است، حالا اگر به محیط کار برسیم، مدیر با دانستن و داشتن شرایطی که فرمودید، می‌تواند در شکوفایی استعداد تاثیر داشته باشد؟
اول اینکه مدیر می‌تواند در مورد استعدادهایی فکر کند و البته پلان بریزد (تا شکوفا شود یا شکوفا نشود) که مربوط به کار باشد، یک فرد برنامه‌نویس که هوش طبیعت گرا دارد را چه کار باید کرد؟
دوم اینکه نقش خود فرد و تمام افراد مسئول همین استعدادیابی درست، که قبل از این مدیر هستند اصلاً در مقاله شما دیده نشده است، تمام بار کشف و پرورش و در نهایت به ثمر رساندن یک استعداد بر دوش مدیری است که به احتمال زیاد (به قول مسعود شصتچی در مرد هزار چهره) خودش هم اشتباهی است.
به نظر من همین تفکر که آدم استعداد خاصی دارد، یا یک استعداد را بیش از دیگری دارد، بیشترین ضربه را به آدم وارد می‌کند، به این دلایل:
۱ – آدمی یک موجود هوشمند و تا الان از لحاظ رفتاری پیچیده است، ما می‌توانیم خیلی از رفتار، کنش ها و واکنش‌ها را توضیح بدهیم و حتی پیش‌بینی کنیم، منتها در تمام این توضیحات یک عدم قطعیت مشخصی وجود دارد که اجازه نمی‌دهد، به اصل موضوع پی ببریم، گاهی همین عدم قطعیت با وارد کردن فاکتورهای جدید هم افزایش می‌یابد، تلاش آدم برای در چارچوب کردن رفتارش برای توضیح و فهم ماجرا قابل تحسین است منتها خودش هم حین تلاش برای رسیدن به قانون در تغییر است. دقیقاً عدم قطعیتی که در فیزیک داریم، ما با تابش فوتون به ذره‌ای قصد داریم جای‌ش را پیدا کنیم، همین تابش فوتون آن را جابجا می‌کند و ما هیچ وقت قطعاً نمی‌دانیم که ذره مورد بررسی ما کجاست.
۲ – برچسب زدن به هر کسی می‌تواند مسیرش را عوض کند، یک آزمایش انتزاعی انجام بدهیم، دو پسر بچه با ویژگی‌های کاملا یکسان (موارد استعدادی را هم در نظر بگیرید) در دو خانواده کاملاً متفاوت متولد می‌شوند، هر خانواده شرایط را برای رشد یک استعداد متفاوت ایجاد می‌کند و در نهایت هر کدام از این افراد فکر می‌کنند که استعداد آن چیزی را بیشتر داشتند که خانواده شرایطش را فراهم کرده. لُپ کلام اینکه چیزی در درون فرد نیست، محیط و مخصوصاً خانواده و مدرسه و جمع دوستان و (به قول شما دی ان آی کاری در ) شغل اول و عوامل دیگر، خیلی بیشتر از دورنیاتی به نام استعداد روی ما تاثیر دارند و حتی باعث تغییرش می‌شوند.
ببخشید که طولانی شد

armanhoseini68

چند سال پیش وارد شرکتی شدم که بعدا فهمیدم همه ی برنامه نویس های اونجا بله گو های مدیر فنی هستن، واسم جالب بود که سطح فنی افراد زیر سطح مدیر فنی بود و یه روز که با مدیر صحبت میکردم راجع به جذب افراد حرفه ای، پاسخی رو شنیدم که در نهایت سبب شد از شرکت خارج شم، اون گفت نیروهای حرفه ای مقاومت می کنن!
اونجا استعداد معنی نداشت.
داستان دره ی مرگ و مثالهایی که در ادامه آوردین به شکل جالبی تلنگر آفت خیز شدن رو می زنن.
امید به آینده ای که جای رشد استعدادهاست.

فرنوش فهیم